2009-11-25
گزارشي از نخستين جشنواره فيلم‌هاي كوتاه ايراني در تورنتو
اين جشنواره از 6 تا 12 نوامبر در تورنتو كانادا سالن امپاير تئاتر برگزار شد و 115 فيلم كوتاه ساخته جوانان ايراني در بخش‌هاي مختلف اين جشنواره به نمايش درآمد. اين جشنواره شامل بخش‌هايي چون داستاني، مستند، انيميشن، جلوه‌هايي از سرزمين زيباي ما و تجربي بود و براي تماشاگران ايراني مقيم تورنتو بسيار تازگي داشتند. دبير جشنواره در گفت‌وگو با نشريات كانادائي به اين موضوع اشاره كرد كه مخاطبان سينماي ايران در كانادا عادت به تماشاي فيلم‌هاي كوتاه ايراني نداشتند   ادامه...

2009-07-01
رقابت سيما با سينما
اين روزها سينماگران پيش از گذشته به ساخت فيلم‌هاي تلويزيون رغبت نشان مي‌دهند. هرچند وقت يك‌بار خبري از ساخت تله‌فيلم توسط يكي از كارگردانان سينما براي مركز سيما فيلم در رسانه‌ها منتشر مي‌شود و روز به روز به تعداد كارگرداناني كه به ساخت اين فيلم‌ها روي مي‌آورند، افزوده مي‌شود. گويا شرايط سخت توليد، اكران و بازگشت سرمايه در سينما باعث شده، فيلمسازان عطاي سينما را به لقاي آن ببخشند و در جايي كه مي‌توانند قدم‌هاي محكم‌تري بردارند به كار مشغول شوند.   ادامه...

2009-11-26
نامه سرگشاده رخشان بنی‌اعتماد؛
نامه سرگشاده رخشان بنی‌اعتماد؛ دوربين‌ام را چند روزی امان دهيد تا گزارشی بی‌پرده پيش‌رويتان بگذارم! سینمای ما - رخشان بنی‌اعتماد: ترسی ندارم که در وانفسای اين دوران پرتوطئه به هر تهمتی منتسب شوم. ترسی ندارم که به جرم مشوش کردن اذهان عمومی، متهمم کنيد ولی نمی‌توانيد منکر شويد که من يک مادرم، نه فقط مادر تنديس و بارانم، مادر همه جوانانی   ادامه...

2009-11-26
يادداشت «داريوش ارجمند» به ياد «نيكو خردمند»
داريوش ارجمند در ياداشتي به خاطراتش در دوران همكاري با زنده ياد «نيكو خردمند» اشاره كرده است. بنابراين گزارش، در اين يادداشت كه نسخه‌اي از آن در اختيار خبرگزاري فارس قرار گرفته، آمده است: صدا و چهره‌اش را مي‌شناختم، خوش صدا، خوش بيان و نيك سرشت و دانا. فكر نمي‌كردم روزي هم بازي‌اش شوم، در اولين تجربه سينمايي‌اش در فيلم واروژ كريم مسيحي، «پرده آخر»   ادامه...

2009-11-26
سلام به روح خنده احمد
مراسم يادبود اولين سالروز درگذشت احمد آقالو برپا شد کيانيان؛ سلام به روح خنده احمد مراسم نخستين سالروز درگذشت احمد آقالو بازيگر تئاتر، سينما و تلويزيون با حضور جمعي از هنرمندان و مسوولان برگزار شد. در اين مراسم که در خانه هنرمندان ايران برگزار شد، رضا بابک يکي از دوستان احمد آقالو گفت؛«سال 52 يکي از نخستين تله تئاترهاي کودک را کار کردم. احمد آقالو شير تئاتر من بود. پس از 28 سال کار نکردن در عرصه تئاتر   ادامه...

2009-10-14
سايه رنگ ارغواني بر سر سينماي ايران
گزارش هفتگي رويدادهاي سينماي ايران سايه رنگ ارغواني بر سر سينماي ايران گيسو فغفوري در روزهايي که سياست بر سينما سايه افکنده است، در روزهايي که انتظار و سکوت همراه سينماگران است، در روزهايي که يک عده از يک فکر مدام ايده و نظر مي دهند، تهديد مي کنند، تشويق مي کنند و شادباش مي گويند و خواسته هايشان را فهرست مي کنند، در روزهايي که سفر سينماگران به دعوت آکادمي اسکار با ممنوع الخروج بودن دونفرشان همراه مي شود، در   ادامه...

2008-09-28
پرشیا فیلم اولین تلویزیون ۲۴ ساعته سینمایی را (pf pix)راه اندازی کرد
پرشیا فیلم اولین تلویزیون ۲۴ ساعته سینمایی را راه اندازی کرد برای دیدن تصویر بزرگتر و بهتر به سایت glwiz.com مراجعه کنید و در پخش tv روی لوگو persiafilm(pf pix(کلیک کنید شما میتوانید از همین لحظه gl box خود را سفارش دهید دوستداران فیلمهای سینمایی میتوانند برگزیده فیلمهای ۳۰ سال اخیر سینمای ایران را از طریق قانونی به وسیلهٔ GLWIZ, GLBOX تمشاکنند. گفتنی است از این شبکه هر ۲ ساعت ۱ فیلم سینمایی پخش میشود و پس از هر فیلم تحلیل و تفسیر فیلم پخش میشود   ادامه...

2008-08-06
دايره زنگي از روز جمعه 8 آگوست در تورنتو اكران مي شود
این فیلم پرفروش‌ترین فیلم فروردین ۱۳۸۷ بود. کارگردان: پریسا بخت آور کارگردان: پریسا بخت آور بازيگران: باران كوثري، صابر ابر و مهران مديري، امين حيايي، بهاره رهنما، اميد روحاني، گوهر خيرانديش، نيما شاهرخ‌شاهي، نيلوفر خوش‌خلق، اكرم محمدي، مليكا شريفي‌نيا، شاهرخ سخائي، اردشير كاظمي، محسن قاضي‌‌مرادي، امير نوري، كيانوش گرامي، آفرين چيت‌ساز، بهشاد شريفيان و مهدي پاكدل. خلاصه داستان: تهران - جمعه؛ محمد و شیرین دايره زنگي از روز جمعه 8 آگوست در تورنتو اكران مي شود  ادامه...

2009-10-25
نقد فیلم شب
این نقد ،یکی‌ از نقد‌های برگزیده است که مخاطبان فیلم در تورنتو برایم ارسال کرده اند یاداشت لطیف بهار هاشمی‌ را بخوانید. نقد فیلم شب با اینکه چند دقیقه از آغاز فیلم اکران نشد، از همان صحنهٔ اول جذبش شدم. من را با خودش برد به سرزمین زیبایی‌ که انگار سال هاست از آن فاصله گرفته ام... رفتم به کوچه‌های باریک و سرد مشهد در یک شب برفی زمستان ... به حجره‌های بازار... دکه‌های فکستنی...   ادامه...

2009-04-28
نگاهي به فيلم «سوپراستار» ساخته تهمينه ميلاني
نگاهي به فيلم «سوپراستار» ساخته تهمينه ميلاني «واقع‌نمايي» افسانه [يزدان سلحشور] * يك سال 88، سال پرباري‌ است براي سينماي ايران؛ نه فقط به اين دليل كه فروش نوروزي فيلم‌ها قابل ملاحظه است [و مثلاً شاهد صف كشيدن چند صد متري تماشاگران براي ديدن «اخراجي‌ها 2» هستيم؛ صحنه‌اي كه سال‌ها بود جزو خاطرات خوش‌مان به حساب مي‌آمد!]  ادامه...

   
  امروز 19 بهمن 1388














































ترانه به خانه‌اش بازگشته است

 

این یادداشت را به مناسبت همکاری دوباره رسول صدرعاملی و ترانه علیدوستی بخوانید؛
ترانه به خانه‌اش بازگشته است


- برنامه ی تجلی اراده ملی در حاشیه ی جشنواره 27 فیلم فجر و سینمای فرهنگ تهران در حال برگزاری بود که ماشین ترانه علیدوستی مقابل دفتر رسول صدر عاملی توقف کرد. آنجا در شبانگاه 26 بهمن ماه برنامه ی تقدیر سازمان ها و نهادها از فیلم های جشنواره فجر بود و اینجا ترانه علیدوستی به سرمنزل برگشته بود. به جایی که اولین تصاویر او برای ثبت در تاریخ سینمای ایران ضبط شده بود.

اگر الی در دریای شمال ایران غرق شده و پری وش برخاسته بود، حالا کرانه ی مازندران ِ تهران پذیرای بازیگری بود که همچون اسب عصاری پس از هفت سال به نقطه ی صفر مرزی رجعت کرده است. اما این کجا و آن کجا!؟

هفت وادی سلوک و طی طریقت اگر جولانگاهی برای تزکیه و تربیت نفس است، ترانه علیدوستی از پی گذر از منزل های خوشْ طینت، از جبر و اختیار شهر زیبا و هجوم ِواقعیت ِ مژده به سور و عزای چهارشنبه و بزنگاه ِ هجرت و عودت ِکنعان و عقلانیت ِ وهم گریز و وهم پذیر ِتردید و پیش داوری و قضاوت و آرزوی ناکام ِهروله به سوی خوشبختی در الی گذشته بود و حالا با ره توشه ی پرباری از تجربه و افتخار و اعتبار به نقطه ی آغاز برگشته بود.



آن باوفا کبوتر جلدی که پر کشید                                           اکنون به خانه آمده اما عوض شده ست



دگرگونی ترانه علیدوستی اما از نوع رو به رشد آن بود. در هیچ مقطعی درجا نزد. نیازمندی های روح اش از عالم هنر و فرهنگ را می دانست و برای این خواستن نیز به مهندسی ِدقیق ِ میدان ِخواسته هایش پرداخته بود. راه برایش مشخص بود و هست؛ بر همین منوال بود که در برزخ ِ استحقاق برای پذیرش نقش ِ ترانه پرنیان گفته بود: که اگر نقش برای او نمی شد دلش می سوخت؛ و برای پرهیز از این شکست! تا سرحد پیروزی ِکامل، تا خود ِخود تالار وحدت و کسب سیمرغ بلورین،یکْ نفس تاخت. امضایش را چنان قشنگ و چشم نواز بر پیشانی اولین نقش ِِزندگی سینمایی اش نهاد که پروسه ی حضور و ظهور و تجلی و مقبولیت و مشروعیت اش در سینمای ایران، یکی از پاک ترین و محقانه ترین شرائط انتخاب و پذیرش بازیگر باشد.

صدر عاملی که از همان ابتدا بر ناصیه ی او به رصد نبوغ ذاتی اش نشسته بود، از گروه تولید من ترانه پانزده سال دارم خواست که برای پیشبرد روند صحیح کار به ترانه علیدوستی به چشم یک بازیگر حرفه ای بنگرند. چرا که غیر از این نباید می بود و او استحقاق اش را داشت و بیش از این نیز می توانست باشد.


اگر پایان ِروزهای اکران من، ترانه پانزده سال دارم در بهار 1381 را نقطه ی فصل ِحرفه ای علیدوستی با رسول صدرعاملی بدانیم، میعادگاه جشن نهم سینمای ایران در شهریور 84 و حضور همزمان هر دو روی سن، یادآور خاطره ی نیک ِ آن فیلم بود. و کیست که بگوید ترانه علیدوستی از آن فصل و وصل تا شهرزیبای اصغر فرهادی ، از راهنمایی های صدرعاملی بهره نمی برد!؟ شاگرد، نمک شناس بود و حرمت ِسفره را می دانست و صد البته ترانه علیدوستی مغرورتر از آن است که استقلال شخصیتی اش وامدار بماند. یک احترام توأمان. یک غرور دلپذیر.

و حالا...

زمان چرخید و فیلم اول و بازیگرش با تحسین بی شمار واقع شد و فیلم های دیگر و موفقیت های دیگر و حضورهای یگانه و کم همتا... تا 26 بهمن 1387که رسول صدرعاملی آنرا به عنوان تاریخ آغاز پروسه ی تولید فیلم زندگی با چشمان بسته اعلام کرده بود.

صدرعاملی که پس از بهار دل انگیز 81 و پایان اکران عمومی فیلم، بر پشت پاشنه های ترانه علیدوستی دعای خیر۫پیش و کاسه ی آب ِآمین فرستاده و ریخته بود، حالا در انتهای بهمن گرم 1387 پذیرای بازگشت کبوتری بود که لحظه های درست پروازش را اولین بار در مقابل دوربین او نوید داده بود.

به گفته ی بزرگان، تاریخ دو بار تکرار می شود؛ یکبار به صورت تراژدی و دیگر بار به وجه ِکمیک ِآن سیرت. و عجب از این گوشه ی تاریخ که راویان می گویند تکرار دوباره اش مثل همان نسخه ی اولیه وزین و معتبر و محترم است.

بی جهت و بی نشانه نیست که به پاسداشت 25 اسفند 79 که زمان پایان فیلمبرداری من ترانه پانزده سال دارم بود، حالا عکس یادگار آغاز روزهای فیلمبرداری زندگی با چشمان بسته را در روز 25 اسفند 87، ترانه علیدوستی کلاکت می زند.



ترانه ای که روزی از دفتر صدرعاملی در انتهای پرونده ی فیلم من ترانه ... با احترام رفته بود ، حالا خانم علیدوستی ای ست که با عزت بازگشته است. راهپیمایی او در این مسیر ( از اسفند 79 تا اسفند 87) و سلوک رفتاری اش، انگار همان صبر و استقامت و معصومیت و هوشمندی ِ ترانه پرنیان.

شادمانی این رفت و برگشت را نمی دانم توانستم که خوب بیان کنم یا نه !؟

زندگی با چشمان بسته و حضور مجدد ترانه علیدوستی در فیلم دیگری از رسول صدرعاملی، یکی از بهترین بازگشت های تولید کنندگان سینمایی و شیرین ترین لحظات کارنامه ی اوست. قدّ ترانه علیدوستی بلند شده، اما برای وارد شدنش از درب، نباید خم بشود. اینجا خانه ی اوست.



21 فروردين 1388
:Hits since June 1, 2007 PPERSIA FILM (C)2007 | Powered By GRFE.com